عید94 - سفر مشهد

سلام عزیز دل مامان.
بعد از کلی تاخیر بالاخره اومدم تا عکسهای مربوط به سفر مشهد روبذارم.
اول از همه اینو بگم که جمعه 28ام تولد یکسالگیت و جشن گرفتیم. که تو پست بعدی عکسهاشو برات میذارم.

عشقم امسال عید قبل از رفتن به مشهد به دلایلی بیرون نرفتیم و اکثرا خونه بودیم.
دلیل اول سرماخوردگیت بود و دلیل بعدی نبودن عزیز جون و بابا بزرگ که اونها هم رفته بودن مشهد وشما به خاطرشون بی تابی میکردی.

تا اینکه 6ام من و شما و بابا محمد به همراه پدرجون ومادرجون و دایی جون رفتیم مشهد که تا 13ام اونجا بودیم.
برای راحت بودن شما با قطار سفر کردیم.هر چند یه خورده زمان رسیدنمون طولانی شد اما عزیزم راحت بودی و تقریبا بیشتر مسافت و خوابیده بودی.
به خاطر هوای سرد مشهد و برای اینکه دوباره سرما نخوری بیشتر زمانها شما رو خونه میذاشتیم و به نوبت میرفتیم حرم .اما یه چند باری که بردیمت مستقیم میرفتیم زیرزمین حرم که اونجا خیلی راحت بودی و بازی میکردی.
عشق مامان این اولین سفری بود که شما پیش ما بودین واسه ی همین خیلی به ما خوش گذشت.




اینم از سفره ی هفت سین امسال ما که یادم رفته بود عکسشو بذارم.
عزیزم این اولین عید نوروزیه که شما در کنارمونی.



شما و بابایی اولین روز عید خونه ی پدرجون


حالا بریم سراغ عکسهای مشهد


پسرم تو بغل پدرجونش تو قطار



شرمنده عزیزم این عکس زیاد واضح نیافتاده


اینجا هم عکسهای مربوط به زیرزمین حرم







اینجا هم یه روز که هوا خوب بود من و شما و بابامحمد رفتیم موزه ی امام رضا
فدات شم که یکسره در حال غر غر کردن بودی.






اینجا شما خوابیدین و من و مادر جون داریم وسایلمون جمع میکنیم که حرکت کنیم به سمت ساری.

عزیزکم من و بابا محمدت خــــــــــــــــــــــــیلی دوستت داریم.



عکسهای تولدتو تو پست بعدی میزارم.




عید94 - سفر مشهد 
